اسلايدجهان

ظهور روح یک سیاستمدار غیرمنتظره در کالبد جی‌دی ونس / معاونی به دنبال بازگشت به سیاست سنتی / ونس ناجی حزب جمهوری‌خواه می‌شود؟

خبرآنلاین- یادداشتی از داگلاس مک‌کینون (مقام سابق کاخ سفید و پنتاگون)- مترجم مهسا مژدهی: در دوران پرفرازونشیب و پر از ساختار شکنی عصر ترامپ، اصول و قواعد سنتی سیاست از جهات بسیار زیادی زیرو رو شده است. اکنون بیش از یک دهه است که فرآیندهای انتخاباتی، ارتباطات سیاسی و غربالگری نامزدها، همگی به ورطه عمیقی از یک واقعیت بازتعریف‌شده سقوط کرده‌اند؛ واقعیتی که قوانین ایدئولوژیک آن مدام در حال تغییر است.

این فضای جدید حاکم بر سیاست، به احتمال زیاد انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌رو و همچنین انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۸ را تحت تاثیر قرار خواهد داد. اگر چنین شود، چهره‌های برجسته سیاسی چگونه باید در این مسیر پر از ابهام حرکت کنند؟ جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، اخیرا یکی از راه‌های ممکن را نشان داده است: استفاده از روش‌های سنتی و قدیمی برای تثبیت جایگاه در دنیای جدید.

روزنامه وال‌استریت ژورنال مدتی پیش در مقاله‌ای اشاره کرد که محافظه‌کاران جوان، نماد جدید و غیرمنتظره‌ای پیدا کرده‌اند: ریچارد نیکسون. برخی ممکن است ادعا کنند که شیفتگی نسل جوان راست‌گرا به نیکسون، یک هیاهوی توخالی، مبالغه‌آمیز و زودگذر است. اما برخی دیگر معتقدند این گرایش کاملا واقعی است و دارد ریشه می‌دواند. من شخصا در دسته دوم قرار دارم و معتقدم این جریان واقعی است و روزبه‌روز قوی‌تر می‌شود.

این حرف را به عنوان کسی می‌زنم که برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌های متعددی از نسل زد دارد. برای آن‌ها نه تنها ریچارد نیکسون یک چهره شناخته‌شده و جذاب است، بلکه پاتریک بوکانان (نویسنده متن سخنرانی‌های نیکسون و مدیر ارتباطات رونالد ریگان) را هم به خوبی می‌شناسند. تاریخ بارها به ما آموخته است که هر چیز قدیمی، روزی دوباره نو می‌شود. اگر بگوییم بسیاری از جوانان نسل زد اعتماد خود را به هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه از دست داده‌اند، حق مطلب را ادا نکرده‌ایم؛ بسیاری از آن‌ها می‌ترسند که رویای آمریکایی برای نسل آنها مرده باشد و احساس می‌کنند کشورشان دارد آن‌ها را پشت سر می‌گذارد و فراموش می‌کند.

در چنین شرایطی، چاره چیست؟ راهکار برخی از این جوانان این بوده که سوار ماشین زمان مجازی شوند و به بررسی سیاست‌ها و روسای جمهور گذشته بپردازند. همان‌طور که وال‌استریت ژورنال اشاره کرد، بسیاری از آن‌ها در ایستگاه دوران نیکسون توقف کرده‌اند؛ و شک نکنید که بسیاری از آنچه در آن دوران می‌بینند، خوششان می‌آید.

ظهور روح یک سیاستمدار غیرمنتظره در کالبد جی‌دی ونس / معاونی به دنبال بازگشت به سیاست سنتی / ونس ناجی حزب جمهوری‌خواه می‌شود؟

در راستای همین واقعیت، چندی پیش معاون رئیس‌جمهور، جی‌دی ونس، در کتابخانه ریاست‌جمهوری ریچارد نیکسون حضور یافت تا گفتگویی صریح درباره مسائل شکل‌دهنده آینده آمریکا داشته باشد و درباره کتاب جدیدش با عنوان پیوند: یافتن مسیر بازگشت به ایمان صحبت کند. در جریان این بازدید، رسانه‌های جریان اصلی و جناح چپ مدعی شدند که ونس اظهارات جنجالی و چالش‌برانگیزی درباره نیکسون و رسوایی واترگیت مطرح کرده است.

شاید این‌طور باشد؛ اما تعریف یک نفر از واژه جنجالی ممکن است برای فردی دیگر، نشانه‌ای از هوشمندی و شناخت درست فضای جامعه باشد.

پس از این سخنرانی، روزنامه نیویورک تایمز این تیتر را انتخاب کرد: ونس اهمیت واترگیت را کوچک جلوه داد و خود را با نیکسون مقایسه کرد. این روزنامه در ادامه نوشت که معاون رئیس‌جمهور گفته است رسوایی بزرگ واترگیت که به دوران ریاست‌جمهوری نیکسون پایان داد، اگر امروز اتفاق می‌افتاد، نهایتا یک خبر ۱۲ ساعته بود و تب آن فروکش می‌کرد؛ ونس همچنین اشاره کرد که این دولت پنهان بود که نیکسون را پایین کشید.

واقعیت این است که این باور روزبه‌روز در میان مردم تقویت می‌شود که دست‌های پشت پرده دولت پنهان برای زمین زدن نیکسون تلاش کردند. حتی نیویورک تایمز در ماه فوریه سرمقاله‌ای با این عنوان منتشر کرد: هفت صفحه از یک پرونده مُهروموم‌شده واترگیت تا به حال کشف نشده باقی مانده بود؛ و گلن بک، تحلیلگر محافظه‌کار هم پادکستی را با عنوان افشای سرمنشا تکان‌دهنده دولت پنهان روی آنتن برد.

اما نیکسون، درست مانند ترامپ امروز، همچنان مورد غضب و نفرت جناح چپ است و نامش هر زمان که مطرح شود انرژی منفی و هجمه‌های سنگینی را به خود جذب می‌کند. با این حال، می‌توان این انرژی منفی را به یک فرصت مثبت تبدیل کرد؛ تاکتیکی که به نظر می‌رسد ونس به شکلی بسیار موثر در حال بهره‌گیری از آن است.

البته اشتباه بزرگی است اگر تصور کنیم باورهای سیاسی و رویکردهای نسل زد یکپارچه، کاملا همسو یا تغییرناپذیرند. اصلا این‌طور نیست. بدون شک بسیاری از رای‌دهندگان زیر ۳۰ سال کنونی، کنجکاوی زیادی درباره سوسیالیسم و کمونیسم و تاثیر آن بر زندگی‌شان نشان می‌دهند. اما در مقابل، بسیاری دیگر از آن‌ها؛ به ویژه مردان جوان تمایلات محافظه‌کارانه‌تری پیدا کرده‌اند و به سبک و سیاق سنتی (قدیمی) متمایل شده‌اند؛ آن‌ها ترجیح می‌دهند خودشان فکر کنند تا اینکه احزاب سیاسی یا یک ایدئولوژی خاص، طرز فکرشان را دیکته کند.

ریچارد نیکسون انسانی جایزالخطا بود، همان‌طور که همه ما هستیم. اما او در بسیاری از جنبه‌های اثبات‌شده و ماندگار، یک رئیس‌جمهور استثنایی بود؛ مردی که از طبقه کارگر برخاسته بود، این طبقه را به خوبی درک می‌کرد و توانست رابطه‌ای مستحکم (و رکوردشکن در جلب آرا) با آن‌ها برقرار کند.

جی‌دی ونس هم برخی از همین ویژگی‌های مثبت نیکسون را از خود نشان می‌دهد. او هم مانند نیکسون سابقه سناتوری دارد. او تقریبا در همان سن‌وسالی معاون رئیس‌جمهور شده که نیکسون این سمت را بر عهده گرفت. هر دو نفر به معنای واقعی کلمه مردمی هستند.

در شرایطی که چهره‌هایی مانند زوهران ممدانی (شهردار نیویورک)، الکساندریا اوکاسیو کورتز (نماینده کنگره) و کیتی ویلسون (شهردار سیتل) و دیگر چپی‌ها، تفکرات سوسیالیستیِ ویرانگر را به کشور تزریق می‌کنند، جوانان بیشتری که تشنه آینده‌ای امن و شکوفا هستند، تاریخ را ورق خواهند زد، درباره نیکسون خواهند خواند و نقاط قوت، مواضع اصولی و ارتباط صمیمانه او با توده مردم را در وجود جی‌دی ونس بازتابیده خواهند دید. روی آوردن به این سیاست سنتی و قدیمی، ممکن است دقیقا همان کلیدی باشد که به جمهوری‌خواهان کمک کند تا کرسی کاخ سفید را حفظ کنند.

312

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا