
خبرآنلاین – زهره نوروزپور: صحنه سیاسی رژیم صهیونیستی در آستانه یکی از سرنوشتسازترین و حساسترین انتخاباتهای پارلمانی خود قرار گرفته است؛ انتخاباتی که بیش از هر چیز به یک همهپرسی درباره آینده سیاسی بنیامین نتانیاهو و کارنامه پرمخاطره او تبدیل شده است. تحمیل دو جنگ اخیر به منطقه و تداوم سایه درگیری نظامی مستقیم با ایران، افکار عمومی و ساختار سیاسی تلآویو را در وضعیتی ملتهب و پیچیده قرار داده است.
در این میان، ناظران بینالمللی با دقت سه سناریوی کلیدی شامل «پیروزی نتانیاهو با ائتلاف احزاب راست افراطی و ارتدوکس»، «پیروزی ائتلاف اپوزیسیون به رهبری گادی آیزنکوت (با تشکیل دولت اکثریتی یا اقلیت از طریق آرای احزاب عربی)» و همچنین «وقوع بنبست سیاسی و وضعیت برزخ پارلمانی» را بررسی میکنند. این در حالی است که این روزهای منتهی به انتخابات اسرائیل در سایه سنگین احتمال حمله تازه به ایران گذشته است چراکه ناظران میگویند او برای نجات از سقوط سیاسی و اجتماعی در خصوص پروندههای فساد خود و همسرش نیاز به جنگ و نیاز به پیروزی در انتخابات دارد.
در همین ارتباط با سید هادی برهانی، کارشناس ارشد مطالعات اسرائیل و استاد دانشگاه تهران،به خبرآنلاین میگوید نتانیاهو امیدوار است که پیروز شود و احتمال آن هم میرود و امر بعیدی نیست. برهانی با تاکید براینکه اگر پیروز شود سیاست تندروانه تری علیه ایران اعمال میکند گفت انتخابات جاری، رویدادی فوقالعاده حساس در تاریخ سیاسی اسرائیل و حتی در سطح نظام بینالملل به شمار میآید.
کانون این اهمیت، معطوف به شخص نتانیاهو است و این پرسش محوری که آیا او در رأس قدرت باقی میماند یا کنار خواهد رفت.بیان کرد در عرصه داخلی، نتانیاهو با شکستن تمامی رکوردهای طول تصدی مقام نخستوزیری و پیروزی در ۶ دوره انتخاباتی، موقعیتی نظیر یک پادشاه برای خود دستوپا کرده که از او تحت عنوان «کینگبیبی» یاد میشود و در باور بسیاری شکستناپذیر مینمود. اکنون پرسش اصلی در داخل این است که آیا این پادشاهی ادامه مییابد یا فرو میپاشد.
>>> در ادامه مشروح گفتگوی خبرآنلاین با سید هادی برهانی را میخوانید:
بعد از انتخابات سیاست نتانیاهو علیه ایران تشدید خواهد شد
*** تحمیل دو جنگ اخیر و اینکه سایه جنگ همچنان بر سر منطقه و ایران قرار دارد، تا حدود زیادی محصول رهبری و سیاستهای شخص بنیامین نتانیاهو است. اگر در این انتخابات نتانیاهو پیروز شود و به عنوان نخستوزیر باقی بماند، چه چشماندازی پیش روی مناسبات با ایران خواهد بود؟
اگر نتانیاهو در این انتخابات بتواند ادامه دهد، به پیروزی برسد و به عنوان نخستوزیر باقی بماند، علیالقاعده باید انتظار داشت که سیاستهای تند علیه ایران ادامه پیدا کند و حتی احتمالاً تشدید شود. دلیل این مسئله آن است که اخیراً و در ظرف همین دو سه هفته گذشته، نتانیاهو تهدیدهای خود علیه ایران را تشدید کرد و عملاً به اوج رساند؛ یعنی صریحاً اعلام کرد که نظام در ایران باید تغییر کند.
او نه تنها این موضوع را بر زبان آورد، بلکه رسماً به ارتش اسرائیل، موساد و «شینبت» (سازمان امنیت داخلی اسرائیل) دستور داد که باید این هدف را دنبال و پیگیری کنند و تلاش نمایند تا به مرحله ساقط کردن نظام در ایران برسند. بنابراین بر اساس این شرایط، ما باید این انتظار را داشته باشیم که اگر نخستوزیری و رهبری ایشان تداوم یابد، رویکرد و سیاست تندروانه او علیه ایران پایدار مانده و چه بسا ممکن است شدت بیشتری به خود بگیرد.

سه سناریوی سرنوشتساز در انتخابات اسرائیل؛ از صعود تا سقوط
*** این روزها در میان ناظران و تحلیگران منطقه یک سناریوی سهگانه مطرح میشود شامل: شکست نتانیاهو، پیروزی او، و یا بروز یک وضعیت «برزخ» میان این دو. این سه سناریو در قبال نتانیاهو دقیقاً به چه معناست؟
- سناریوی نخست؛ پیروزی: پیروزی در واقع به این معناست که نتانیاهو، حزب لیکود و همپیمانان او یعنی احزاب صهیونیستی افراطی به انضمام دو حزب مذهبی، در این انتخابات بتوانند دستکم ۶۱ کرسی کنست را به دست آورند و در نتیجه، مشابه دوره گذشته دارای اکثریت پارلمانی شده و تشکیل دولت بدهند. در این حالت، بدون شک و برو برگرد، نتانیاهو برای یک دوره دیگر به عنوان نخستوزیر اسرائیل در قدرت باقی خواهد ماند.
- سناریوی دوم؛ شکست: شکست به این معناست که جریان اپوزیسیون که اکنون رهبری آن در عمل در دست چهرههایی همچون گادی آیزنکوت قرار دارد، به پیروزی دست یابد. این پیروزی میتواند از دو طریق محقق شود؛ یا اینکه خود اپوزیسیون مستقیماً موفق به تصاحب ۶۱ کرسی شده و کابینه را تشکیل دهد، یا اینکه از طریق تشکیل یک «دولت اقلیت» قدرت را در دست بگیرد. اپوزیسیون این شانس را دارد؛ چرا که احزاب عربی حاضر در پارلمان که نه در ائتلاف حاکم حضور دارند و نه بخشی رسمی از اپوزیسیون هستند، این آمادگی را دارند که با اپوزیسیون همکاری کنند تا آنها بتوانند با اتکا به این حمایت، دولتی اقلیت و با کمتر از ۶۱ کرسی تشکیل دهند. این سناریو نیز کاملاً امکانپذیر است.
- سناریوی سوم؛ برزخ: وضعیت برزخ ناظر بر شرایطی است که هیچیک از دو طرف موفق به تشکیل کابینه نشوند؛ نه ائتلاف راستگرا و نه جریان اپوزیسیون و مخالفان. در صورتی که تلاشها برای تشکیل کابینه به نتیجه نرسد، مسیر به سوی برگزاری مجدد یک انتخابات پارلمانی دیگر سوق پیدا میکند. این پروسه اداری و انتخاباتی معمولاً حدود ۴ الی ۶ ماه به درازا خواهد انجامید و در طول این دوره، از آنجا که نتانیاهو نخستوزیر مستقر است، همچنان به شکل موقت در این جایگاه باقی خواهد ماند و رهبری کشور را بر عهده خواهد داشت.

اشتراکِ مبنایی و اختلافِ تاکتیکی؛ نگاه رقبای سیاسی اسرائیل به پرونده ایران از تخطئه تا تقابل
***برخی از ناظران معتقدند حتی اگر آیزنکوت و اپوزیسیون هم روی کار بیایند، تفاوتی در بنیادهای سیاستگذاری اسرائیل در قبال ایران به وجود نخواهد آمد و روال گذشته استمرار خواهد داشت. ارزیابی شما نسبت به این دیدگاه چیست؟
مسلم است که این جریانات اشتراکاتی با یکدیگر دارند و مواضع کلی آنها در رابطه با ایران دارای وجوه مشترک فراوانی است؛ هر دو جریان ایران را یک تهدید تلقی میکنند، هر دو خنثیسازی برنامه هستهای و مهار نفوذ ایران را ضروری میدانند، و هر دو به اصطلاح با هرگونه «توافق هستهای ضعیف» با ایران ابراز مخالفت میکنند. اما در عین حال، رویکرد عملیاتی این دو رویکرد را میتوان در حوزههایی کاملاً متمایز از یکدیگر دانست.
واقعیت امر این است که نتانیاهو در میان تمامی رهبران احزاب و چهرههای شاخص سیاسی اسرائیل، تندترین موضع منفی را نسبت به ایران اتخاذ کرده است. این نگاه در طول سالیان و حتی دهههای اخیر به اوج خود رسیده و او اسرائیل را کاملاً به سمت تقابل مستقیم، حرکت به سوی حمله نظامی و ایجاد وضعیتی سوق داده که هماکنون شاهد آن هستیم.
اما وضعیت در میان سایر رهبران متفاوت است و به نظر میرسد آنها چندان با این سطح از رویکرد افراطی همعقیده نباشند. این تفاوت در چند مؤلفه نمود دارد:
نخست اینکه برخی از آنها تهدید ایران را تا این حد بزرگ و قریبالوقوع قلمداد نمیکنند و معتقدند نتانیاهو در حال بزرگنمایی است. استدلال آنها این است که ایران نه هرگز بمب هستهای داشته و نه هیچگاه تا این اندازه به سلاح اتمی نزدیک شده است؛ از این رو اقداماتی که تلاش دارد نشان دهد بمب اتمی ایران یک خطر آنی و فوری است را نوعی فریبکاری و فضاسازی ساختگی ارزیابی میکنند.
دوم، در شیوه برخورد با ایران است؛ شخصیتهایی نظیر آقای آیزنکوت و همفکرانش معتقدند اسرائیل نباید دست به اقدامات یکجانبه و تکروی بزند، بلکه هر رویکردی باید در هماهنگی کامل با کشورهای غربی، ایالات متحده آمریکا و دولتهای اروپایی به پیش برود. روش نتانیاهو در پیشبرد اقداماتی علیه ایران که به جز بخشهایی از حاکمیت آمریکا تقریباً هیچ کشور دیگری در جهان با آن موافق نیست و حتی در داخل خود آمریکا نیز با مخالفت جدی افکار عمومی مواجه شده و اکثریت جامعه مخالف اینگونه جنگها هستند از دید این رهبران رویکردی هزینهساز است. آنها معتقدند این سیاستها موجب انزوای هرچه بیشتر اسرائیل در صحنه بینالملل میشود و هرگونه مواجهه با ایران باید با نظرات و هنجارهای جامعه جهانی انطباق و همخوانی بیشتری داشته باشد.

حمایت ترامپ از نتانیاهو در تاریخ آمریکا و اسرائیل سابقه نداشته است
*** با توجه به حمایت علنی و بیسابقه ترامپ از نتانیاهو، پرسشم این است که با توجه به اقداماتی نظیر این نوع حمایت آشکار و ذینفع بودن بازیگران مختلف، آیا لابیها در انتخابات اسرائیل اثرگذار هستند؟ آیا اصلا در تاریخ انتخابات اسرائیل لابی خارجی نقش داشته است؟
کشورهای گوناگون از حیث پذیرش جایگاه حقوقی و نفوذ ملموس لابیها شرایط متفاوتی دارند. فیالمثل در ایالات متحده آمریکا لابیها ساختاری بسیار فعال و اثرگذار دارند؛ در حالی که در کشورهایی مانند بریتانیا یا بهویژه فرانسه ما شاهد چنین نقشی نیستیم. در مورد اسرائیل، من تا به امروز در هیچ گزارش موثق و جدی شواهدی مبنی بر اینکه لابیها بهخصوص لابیهای پیوندخورده با کشورهای خارجی توانسته باشند تأثیرگذاری معنادار و نقشآفرینی خاصی داشته باشند، مشاهده نکردهام؛ بنابراین بسیار بعید میدانم لابیها کارکرد و وزن تعیینکنندهای در روند انتخابات داشته باشند.
در خصوص اقدام آقای دونالد ترامپ مبنی بر حمایت مستقیم از نتانیاهو نیز گزارشها حاکی از آن است که این رفتار پیامد مثبتی به همراه نداشت. با وجود اینکه چنین مداخلهای پدیدهای بسیار نامتعارف و کمسابقه به شمار میرفت به گونهای که در تاریخ سیاسی نه رئیسجمهوری از آمریکا پیش از آن به این شکل علنی از یک حزب و فرد خاص حمایت کرده بود و نه در تاریخ اسرائیل چنین سابقهای وجود داشت اما این رفتار هم ظاهراً تغییر و اثر محسوسی در آرایش فکری و فضای انتخاباتی در داخل اسرائیل بر جای نگذاشت.
نتانیاهو در حال حاضر به طور کامل نسبت به پیروزی ناامید نیست
*** با در نظر گرفتن شرایط پرالتهاب منطقه و فشارهای مکرر روانی و رسانهای مبنی بر اینکه نتانیاهو برای پیروزی در کارزار انتخاباتی نیازمند ایجاد یک درگیری نظامی است، ارزیابی شما چیست؟
وقوع حمله تا پیش از روز سهشنبه، که خب طبیعتا بسیار بعید و نامحتمل است. بنده در دو سه هفته اخیر نیز همواره تأکید کردهام که اجرای چنین عملیاتی تا موعد برگزاری انتخابات دور از ذهن خواهد بود. علت این است که نتانیاهو در حال حاضر به طور کامل نسبت به پیروزی ناامید نیست و با وجود اینکه بخت بالایی ندارد، تا حدودی امیدوار است. ورود به یک جنگ درست در آستانه انتخابات، اقدامی فوقالعاده پرریسک و با پیامدهایی کاملاً غیرقابل پیشبینی است که میتواند شانس انتخاباتی او را تماماً به مخاطره بیندازد.
تصور کنید حملهای انجام شود و در جریان آن هواپیمایی ساقط شود، سانحهای رخ دهد، خلبانی کشته یا اسیر گردد، و یا در پی واکنش موشکی متقابل ایران مراکز حساسی مورد اصابت قرار گرفته و تلفات سنگینی ثبت شود؛ در صورت بروز هر یک از این احتمالات، رقبای سیاسی او بلافاصله از این دستاوردها و رخدادها در تولیدات رسانهای، فیلمها، تحلیلها و گزارشهای خود به عنوان نشانه بارز ضعف عملکرد و ناکارآمدی نتانیاهو بهرهبرداری خواهند کرد و فضای افکار عمومی به زیان او تمام خواهد شد. بر این مبنا، انجام اقدام نظامی پیش از انتخابات بسیار بعید است؛ اما تحولات پس از انتخابات به کلی بستگی به خروجی آرا خواهد داشت. اینکه آیا نتانیاهو ائتلاف را تصاحب میکند، اپوزیسیون پیروز میشود یا صحنه با بنبست روبهرو میگردد، فاکتوری تعیینکننده در تعیین مختصات دوره پس از انتخابات خواهد بود.

آیا این پادشاهی ادامه مییابد یا فرو میپاشد
نکته قابل توجه این است که انتخابات جاری، رویدادی فوقالعاده حساس در تاریخ سیاسی اسرائیل و حتی در سطح نظام بینالملل به شمار میآید. عمده کانون این اهمیت، معطوف به شخص نتانیاهو است و این پرسش محوری که آیا او در رأس قدرت باقی میماند یا کنار خواهد رفت.در عرصه داخلی، نتانیاهو با شکستن تمامی رکوردهای طول تصدی مقام نخستوزیری و پیروزی در ۶ دوره انتخاباتی، موقعیتی نظیر یک پادشاه برای خود دستوپا کرده که از او تحت عنوان «کینگبیبی» یاد میشود و در باور بسیاری شکستناپذیر مینمود. اکنون پرسش اصلی در داخل این است که آیا این پادشاهی ادامه مییابد یا فرو میپاشد.
در بعد بینالمللی نیز جهان با حساسیت تمام به این رویداد مینگرد. نتانیاهو امروز یکی از منفورترین چهرههای سیاسی در سطح جهانی است که به اتهام جنایات جنگی در دادگاههای بینالمللی تحت پیگرد قرار دارد و به عنوان عامل اصلی برهمخوردن تعادل و آشفتگی در بخشهای پهناوری از جهان شناخته میشود؛ از ارتکاب کشتار و جنایات گسترده در غزه و حمایت از توسعهطلبی شهرکنشینان افراطی در کرانه باختری گرفته تا تبدیل خاورمیانه و کشورهای منطقه و ایران به کانونهای درگیری و بحران، اعمال فشارهای فزاینده بر اروپا و آمریکا و ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی. امروز بخش اعظم رهبران، تحلیلگران و افکار عمومی بینالمللی ریشه این بحرانها را در سیاستهای نتانیاهو میبینند؛ از این رو، نگاهها در سراسر جهان به این انتخابات دوخته شده است تا مشخص گردد آیا جامعه جهانی از شر اقدامات تنشآفرین این جنایتکار جنگی خلاصی مییابد، یا اینکه ماجراجوییهای او همچنان استمرار خواهد داشت.
315




